Larestanica Back Cover

Larestanica Back Cover
Larestanica Back Cover

Thursday, December 22, 2011

آمه

واژهآمه
تلفظ (لارستانیکا)aame
فارسی عمو، برادر پدر؛ ناپدری، شوهر مادر؛ معمولا زنان پس از مرگ شوهر دوباره عروسی نمی‌کردند، اما گهگاهي جهت رعایت کودکان، زن بیوه با برادر شوهرش عروسی می‌کند، و بدینسان کودکان ناپدری خود را "آمه" جار می‌زنند
انگلیسی (لارستانیکا)Uncle, a brother of one's father; husband of one's mother; step father; It is unusual for a woman to remarry after the death of her husband, occasionally for the sake of small children, she may marry the brother of her late husband, as the result any step father would be by childern addressed "aame"

آمونه

واژهآمونه
تلفظ (لارستانیکا)aamoona
فارسی سوراخ؛ لانه مورچه‌ها یا کندوی زنبور‌ها یا لانه عقرب
انگلیسی (لارستانیکا)Hole; nest or hive of ants, bees, scorpion

آمشته

واژهآمشته
تلفظ (لارستانیکا)aamoshta
فارسی اشیا را به صورت انبوه و به روش روفتن جمع کردن؛ اشیای ریز و کوچک را از روی زمین برداشتن بوسیله دست و به صورت روفتن؛ لاروبی کردن خاک، گل، لجن و رسوب ته چاه یا "برکه" یا...
انگلیسی (لارستانیکا)To pick up things collectively in sweeping fashion; to remove, take, small objects from floor by passing hand over them in steady, repetitive fistful movement; to remove dirt, mud from the bottom of pond, etc.

آمرک افتده

واژهآمرک افتده
تلفظ (لارستانیکا)aamorok oftada
فارسی گره‌دار شدن، گره گره شدن، پر از گره شدن، بر خود گره خوردن؛ پیچیده شدن، بغرنج شدن، درهم شدن
انگلیسی (لارستانیکا)To become knotty, to become tied upon itself; to become complicated, or perplexed.

آمرده

واژهآمرده
تلفظ (لارستانیکا)aamareda
فارسی لاروب، لاروبی کردن؛ لاروبی کردن خاک، گل، لجن و رسوب ته چاه یا "برکه" یا...
انگلیسی (لارستانیکا)Dredge, to dredge; to remove sand, silt, mud from the bottom of the well, pond, berka, etc.

آمرده

واژهآمرده
تلفظ (لارستانیکا)aamorda
فارسی خاموش شدن. نشستن و کشته شدن و خمودن آتش یا چراغ یا شعله. این واژه و واژه‌هایی دیگر مانند "آکشته" که معنی لفظی "کُشتن kill" را می‌دهد، نشانگر و تایید کننده این است که فرهنگ لارستانی پیشینه زردشتی دارد، چون در آیین زردشتی نور و آتش موجوداتی زنده هستند و برای خاموش کردن آن باید نور یا آتش را کُشت
انگلیسی (لارستانیکا)To die down, to become extinguished, as fire or light. Word like this and "aakoshta" which literally means to kill lend support to the notion that Larestan culture is a Zoroastrin, as in Zoroastrianism the light and fire have life and to turn them off one must kill them off.

آمده

واژهآمده
تلفظ (لارستانیکا)aamoda
فارسی باقی‌مانده، زیاد امده، پس‌مانده؛ وامانده، عقب‌مانده
انگلیسی (لارستانیکا)Left over; left behind

آمد و رفت داشته

واژهآمد و رفت داشته
تلفظ (لارستانیکا)aamado raft daashta
فارسی "آمد و رفت داشتن" اصطلاح: رابطه یا علاقه شراکت خوب داشتن؛ رفت وآمد داشتن
انگلیسی (لارستانیکا)To have good relation, tie, or association; to frequent each other

آمخته کرده

واژهآمخته کرده
تلفظ (لارستانیکا)aamokhta kerda
فارسی آموخته کردن عادت دادن، خو دادن
انگلیسی (لارستانیکا)To addict; to make accustomed to

آمخته

واژهآمخته
تلفظ (لارستانیکا)aamokhta boda
فارسی آموخته گشتن، عادت کردن، اعتیاد، خو گرفتن
انگلیسی (لارستانیکا)To become addicted, become used to

آمخته

واژهآمخته
تلفظ (لارستانیکا)aamokhta
فارسی آموخته، خو گرفته، معتاد
انگلیسی (لارستانیکا)Accustomed, habituated, addicted

آمته

واژهآمته
تلفظ (لارستانیکا)aameta
فارسی = "آمکده" : مکیدن، مک زدن
انگلیسی (لارستانیکا)= aamakeda : To suck