Larestanica Back Cover

Larestanica Back Cover
Larestanica Back Cover

Monday, February 13, 2012

آول

واژهآول
تلفظ (لارستانیکا)aavel
فارسی سقف
انگلیسی (لارستانیکا)Ceiling

آوکی

واژهآوکی
تلفظ (لارستانیکا)aavakee
فارسی آبکی، آب مانند؛ رقیق، سبک، کم مایه، رقیق و آبکی
انگلیسی (لارستانیکا)Watery, being like water; thin

Sunday, February 12, 2012

آوسته

واژهآوسته
تلفظ (لارستانیکا)aavasta
فارسی افتادن از تپه یا اسب، سقوط
انگلیسی (لارستانیکا)Fall from a cliff or horse

آوزو کرده

واژهآوزو کرده
تلفظ (لارستانیکا)aavezoo kerda
فارسی آویزان کردن، معلق کردن، آویخته کردن؛ موقوف کردن، معطل کردن
انگلیسی (لارستانیکا)To hang; to suspend

آوزو بده

واژهآوزو بده
تلفظ (لارستانیکا)aavezoo boda
فارسی آویزان شدن، معلق شدن، آویخته شدن؛ موقوف شدن، معطل شدن، بیکار شدن
انگلیسی (لارستانیکا)To be or to become suspended; to be hanged

آوزو

واژهآوزو
تلفظ (لارستانیکا)aavezoo
فارسی آویزان، معلق، آویخته؛ موقوف، معطل
انگلیسی (لارستانیکا)Suspended; hanging; hanged

آوز شسّه

واژهآوز شسّه
تلفظ (لارستانیکا)aavaz shassa
فارسی ساکن و با ابهت نشستن. تا همین نزدیکی ها، جشن عروسی در لارستان به سه 3 روز و سه 3 شب پر از مراسم و بزم و سرور طول می کشید، یکی از مراسم جشن عروسی این بود که در شب دوم و سوم عروسی، عروس با آرایش و بزک تمام و در جامه رنگارنگ چارزانو بر تشکی که بر کرسی فرش شده است می نشیند تا مهمانان زن و دختر بیایند وی را تماشا کنند و طلا و جواهراتش و لباسش را از نردیک ببینند و دست کنند. این نمایش عروس به نام "آوز شسه" معروف است.
انگلیسی (لارستانیکا)To sit still in an impressive position. Up to recently the marital celebration in Larestan was marked by three days and nights of festivities with different ceremonies; one of which was that on the second and third night the bride in full makeup and colorful dress sits cross legged on a mattress spread on a bench to let the female visitors see and touch her jewelry and her dress. This exposure of the bride is known as aavaz shassa.

آوره

واژهآوره
تلفظ (لارستانیکا)aavara
فارسی آرواره، فک
انگلیسی (لارستانیکا)Either of two bones that form the frame of the mouth; jaw

آورد اُ برد

واژهآورد اُ برد
تلفظ (لارستانیکا)aavord o'bord
فارسی "آورد و برد" معاوضه هدیه و پیشکشی میان خانواده داماد و عروس هنگام خواستگاری و تا چند هفته پس از ازدواج
انگلیسی (لارستانیکا)Exchange of gifts between bride's and bridegroom's families at engagement and up to a few weeks after the marrige.

آودی بده

واژهآودی بده
تلفظ (لارستانیکا)aavadee boda
فارسی آشکار شدن، مرئی شدن، پدیدار شدن، نمایان شدن، قابل رؤیت شدن
انگلیسی (لارستانیکا)To become visible; to be apparent

آودی

واژهآودی
تلفظ (لارستانیکا)aavadee
فارسی آشکار، مرئی، پدیدار، نمایان، دیده شدنی، قابل رؤیت
انگلیسی (لارستانیکا)Visible; apparent; capeble of being seen

آوازه

واژهآوازه
تلفظ (لارستانیکا)aavaaza
فارسی آوازه، شهرت، مخصوصا آوازه نیک
انگلیسی (لارستانیکا)Fame, reputition, especially of good character.