Larestanica Back Cover

Larestanica Back Cover
Larestanica Back Cover

Wednesday, December 7, 2011

آزته

واژهآزته
تلفظ (لارستانیکا)aazata
فارسی 1. زدن کسی را به نیت انتقام یا تلافی یا قصاص
2.چیزی را به چیزی دیگر وزن و مقایسه کردن
انگلیسی (لارستانیکا)1. To beat someone in revenge or in retaliation
2. To weigh or measure one thing against another

آرومه

واژهآرومه
تلفظ (لارستانیکا)aaroome
فارسی آرام است (مرد/زن/چیز)
انگلیسی (لارستانیکا)He, or, She is quiet; it is calm

آرومه

واژهآرومه
تلفظ (لارستانیکا)aaroomé
فارسی ُبه آهستگی، مانند "آرومه اُچه aaroomé ochau" یعنی آهسته رفتن
انگلیسی (لارستانیکا)Slowly, as "aaroomé ochau": go slowly

آروم آرومه

واژهآروم آرومه
تلفظ (لارستانیکا)aaroom aaroome
فارسی آرام آرام، یواش یواش، بتدریج
انگلیسی (لارستانیکا)Slow and slow, not fast; gradually

آروم آکرده

واژهآروم آکرده
تلفظ (لارستانیکا)aaroom aakerda
فارسی آرام دادن، آرام کردن، فرونشاندن، تسکین دادن
انگلیسی (لارستانیکا)To pacify; to tranquil

آروم آبده

واژهآروم آبده
تلفظ (لارستانیکا)aaroom aaboda
فارسی آرام شدن، آرام گرفتن
انگلیسی (لارستانیکا)To become calm, quiet

آروم

واژهآروم
تلفظ (لارستانیکا)aaroom
فارسی آرام، آسوده، ساکن
انگلیسی (لارستانیکا)Quiet, tranquil, calm

آرمه کرده

واژهآرمه کرده
تلفظ (لارستانیکا)aarma kerda
فارسی اشتیاق یا اشتهای غذای غیر معمولی
انگلیسی (لارستانیکا)To long for or desire an unusual food

آرمه

واژهآرمه
تلفظ (لارستانیکا)aarma
فارسی ویار، ویار گاهی به صورت تهوع و استفراغ و گاه به شکل بد آمدن از بعض چیزها و زمانی به صورت اشتها داشتن و هوس چیزی را کردن و آن را بسیار دوست داشتن ظاهر می شود(فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده)
انگلیسی (لارستانیکا)Picca, a depraved or perverted appetite of pregnant woman for substances not fit for food; cissa, craving of pregnant woman for unusual or unwholesome articles of food

آرسنده

واژهآرسنده
تلفظ (لارستانیکا)aarossenada
فارسی بیدار کردن، کسی را بیدار کردن
انگلیسی (لارستانیکا)To wake someone up

آرسده

واژهآرسده
تلفظ (لارستانیکا)aarossada
فارسی 1. برخاستن، قیام، بلند شدن، مانند بلند شدن به نیت بیرون رفتن
2. پا شدن، بیدار شدن، بلند شدن از خواب
انگلیسی (لارستانیکا)1. To get up, as to get up with intention to leave
2. To get up from sleep, to wake up

Tuesday, November 8, 2011

آرسنده

واژهآرسنده
تلفظ (لارستانیکا)aarasenada
فارسی رسیدن به، فرا رسیدن به، نزدیک رسیدن به. مانند رسیدن یا نزدیک شدن به کسی یا چیزی که در حال حرکت است
انگلیسی (لارستانیکا)To catch up, reach, or get close to, as catch up with someone or something moving